محمد جواد مغنية ( مترجم : معمورى )

198

در سايه سار نهج البلاغه ( في ظلال نهج البلاغة ) ( فارسى )

مىشود و عمرش به پايان مىرسد و اين‌چنين زندگى پىدرپى ادامه مىيابد . ( نحن فروعها فما بقاء فرع بعد ذهاب أصله ) ما نيز به دنبال پدران و نياكان خود مىرويم ، زيرا ما كه فرع آنهاييم توانايى ماندگارى و زيستنمان بيش از آنها نخواهد بود و هدف از بيان همه آن‌چه گذشت ، يادآورى اين نكته است كه زندگى انسان با گذشت زمان از بين مىرود و لازم است فرصتهاى نيك را پيش از آن‌كه از دست برود ، براى انجام كارهاى شايسته غنيمت شمارد . ( و ما أحدثت بدعة إلّا ترك بها سنّة ) هر حلال و حرامى كه در شرع براى آن دليلى وجود ندارد ، بدعت به شمار مىرود . هركس بدعت گذارد سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله را رها كرده و هركس به سنت چنگ زند بدعت را فروگذاشته است . ( فاتّقوا البدع و الزموا المهيع ) اين راه راهى است كه كتاب خدا و سنت پيامبر صلّى اللّه عليه و إله به سويش رهنمون مىشوند . ( إنّ عوازم الأمور أفضلها و إنّ محدثاتها شرارها ) سنتها و قواعد عصر پيامبر صلّى اللّه عليه و إله بر قوانينى كه پس از او پديد آمد ، ارجحيت و اولويت دارند . دانشمندان مسلمان همه براين ديدگاه هستند كه دين اسلام برپايه مصلحت دينى و اخروى بندگان پايه‌گذارى شده است .